آی من سرما خوردم و تب کردم. جونم داره در میآد.
هوا محشره. آرش عصری با دوستمون سحر میره تنیس، اما من فکر نکنم جون داشته باشم که باشون برم. فکر کنم بگیرم بخوابم برام بهتره. همیشه خوابیدن زیاد باعث میِشه سرما خوردگی من زود تر جمع و جور شه.
از همه کارم عقبم. آخر هفته یک دیدار با یک پروفسور آمریکایی دارم که داره سعی میکنه واسه پروژه ای تو پرتلند و برای سال آینده پول جور کنه. یک سخنرانی تو کنفرانس ۲۱ تا ۲۳ می دارم که باید آمادش کنم. از همه بدتر، یک پرزنتیشن داخلی واسه آزمایشگاه خودمون تو آخر ماه دارم و باید گزارش پیشرفت کار رو بدم. اما انصافا کار تا حالا که پیشرفت قابل ارایه ای نداشته. این یعنی باید پوست خودمو بکنم تا شاید تا آخر ماه و قبل پرزنتیشن ، چیزی از تو پروژه در بیاد.
خلاصه دهنمان تا پایان ماه، به دلایل فوق و بعضی دلایل دیگر صاف است.
این از غر هفته. از حال نینی گولو خبر زیادی ندارم. دیگه حالمو کمتر هم میزنه. از لگد-مگد هم که تا آخر هفته ۲۰ خبری نیست. فعلا باید منتظر چک-آپ هفته ۱۷ باشم که اوایل ماه بعده.