ازاونجائیکه وبلاگ یک معرض برای عرضه اندیشه ها وگفتمان غیر حضوریدوستانه وخواهرانه است(به گفته یک اهل فن)من تصمیم
گرفتم قبل از افطاریک گریزی بزنم تا بعد افطارزبونم لال از روی تورم معده عجولانه اضافه نکرده باشم (همزمان حسین داره
برای خودش از اینترنت صدای زنگ گوشی راکه در اینده میخواد بخره را انتخاب میکنهومن از تصور شنیدن این صداهای قهقه ی
بچه وموسیقی متن فیلم خوب بد زشت همون موسیقی فیلم وسترنی که با سوت اجرا میشه وباقی قضایا......از خنده منفجر میشم)عزیزدلم من هم با صدای بلند فکر میکنم انگاروقتی بلندبلند فکر میکنم قاطعتر ومصممتر هستم شاید به خاطر همون
دی ان ای مشترکمونه نمی دونم ولی تغیر سلایق تو(به نظر من البته)علامت پختگی وتکامل تو هست این اصلاًخوب نیست که آدم از کوچیکی تا پیری یه سلیقه ویه فکر داشته باشه وروی اون پا فشاری کنه مثل من که فکر میکنم غیر از فرهادوژوداسن اصلاًخواننده ی دیگه ا ی
از مادر متولد نشده چه وقتی که بچه بودم وچه حالا که میانسالی رو با سرعت نور طی میکنم اینقدر نوارهای این 2 تا خدا بیامرز روگوش دادم که چند بار پاره شده اند ودوباره خریدمشون ولی این جدیدتری هاواقعاً بایدبه خاطر خوندنشون تحت تعقیب قراربگیرند
چون با خوندنشون در حق بشریت خیانت میکنند و مخصوصاً این بابا بنیامین یهادری که وای وای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی
من باید بروم چون توپ افطارو درو کردندوالا حسین از گرسنگی منو هم میخوره.............خوب افطارهم تمام شد (جای شما خالی بود)راستی عزیزدلم هچ اداب وترتیب مجوی هر چه دل تنگت گوش بده چه اهمیتی داره دیگران چی میگن به چی فکر میکنن مهم اینه که خودت دوسشون داری واین واقعاًدرطی سالیان عمر آدمی کاملاًمتفاوته
اخیراًکتابی خوندم به اسم
دختری با گوشوارهای مروارید ترجمه بود فیلمی هم ازش ساختن که تلویزیون نشون دادمن که از کتابش خیلی خوشم اومدتو هم اگه پیداش کردی بخون واگه خوشت اومدچراشو واسم بنویساگه پیداش نکردی بگو برات پیداش کنم بخرم اسمشم
همچین چیزیه:1
la pille arec basuqule oreil en perle مریم