مبارک است. انگار همین دیروز بود که من و بهنازالف, لیلی ز, پریسا ع و شهرام م همه فوق فنی یا شریف قبول شده بودیم و گزینش رد. اصلاحات قلابی به هیچ کس وفا نکرد و الان من اینجام, بهناز و لیلی کاناداند و پریسا انگلیس. شهرام فلکزده هم که چوب غد (قد؟) بودن کردیش رو می خورد, به آستین کوتاه پوشیدن اعتراف کرد و از خیر معذرت خواهی و فوق لیسانس خوندن گذشت. نمی دونم آیا هنوز می شه به این ضرب المثلهای تاریخ گذشته ایرانی مثل زمستون می گذره و روسیاهی به زغال می مونه حساب کرد یا نه. . من که هنوز دردم میاد.